مادر ...
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالیم بی تو چه سرده
مادر... مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
هوای خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر... مادرم
شب ها با صدای لا لا یی های تو خوابیدم
لالایی مادرم ، حالا نوبت توست ...
تو بخواب امیدم,
مادرم...
وای از آن شبی ، که بر نگشتی
از آن شب سرد خزان دو سال گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته
مادر...مادر
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 4:53 توسط میزبان
|