مثل بارون رو تن خشک کویر ؛
مثل آزادی دُرنای اسیر
مثل برگشتن ساعت به عقب ؛
لحظه ی جوونی درخت پیر
مثل مهتاب رو تن شبای تار
مثل پایان شبای انتظار
مثل وا کردن آغوش نسیم
مثل لبخند شقایق تو بهار
مثل اون لحظه که خورشید میزنه
یا چراغی که همیشه روشنه
مثل باغی که پر از نسترنه
یا شبی که وقت عاشق شدنه
تو برام مقدس و پاک و عزیزی
تو برام معنی خوبِ همه چیزی
مثل برگشتن اون مسافری
که یه عمریه همش تو سفره
مثل سرزمین خوب مادری
واسه اونکه عمریه دربدره
مثل آرامش بی حد سکوت
یا هم آغوشی ساحل و غروب
مثل راه رفتن رو شنای خیس
مثل یه خاطره ی کهنه ی خوب
تو برام مقدس و پاک و عزیزی
تو برام معنی خوبِ همه چیزی


مثل مهتاب رو تن شبای تار
مثل پایان شبای انتظار
مثل وا کردن آغوش نسیم
مثل لبخند شقایق تو بهار
مثل اون لحظه که خورشید میزنه
یا چراغی که همیشه روشنه
مثل باغی که پر از نسترنه
یا شبی که وقت عاشق شدنه
تو برام مقدس و پاک و عزیزی
تو برام معنی خوبِ همه چیزی