
دیده به در نهاده ام تا شنوم صدای تو
حلقه به در بزن مرا عاشق در به در مکن
من که زپا نشسته ام مرغک پر شکسته ام
زود بیا که خسته ام زین همه خسته تر مکن
یوسف عمر من بیا تنگدلم برای تو
رنج فراق میکشد خون به دل پدر مکن
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 16:18 توسط میزبان
|