مرثیه عاشقی ...

چی بگم وقتی که این دیوونه دل بونه میگیره تو رو میخواد... چی بگم من
چی بگم؟
وقتی که سرمیزنه بر دیوارسینه ؛ تو رو میخواد... چی بگم من
چی بگم وقتی که این خون شده ؛
از دست تو هر شب تا سحر فکر تو ذکر تو سودای تو داره
... چی بگم
صبح تا شب پشت گوشش قصهً...جور و ستم و ظلم تو میگم قصه آخر نرسیده
تورو میخواد چی بگم من ؟
یک شب از بس سخن عشق تو گفت
بیرون آوردمش از سینه گذاشتم زیر پام
: زیر پام زمزمهُ نام تو میکرد و بهم گفت
تو رو میخواد ؛ چی بگم
تو که این فتنه به پا کردی و این دیوونه دل رو...
میشه با من ؛تو بگی با دل من ... من چی بگم؟
یکی از زیباترین آهنگهای مرضبه که کمتر شنیده شده و من آنچه که یاد داشتم نوشتم اگر اشکالی داره ؛ منو ببخشید . ولی توصیه میکنم این آهنگ و شعر را حتما خودتان گوش کنید خیلی با احساس خونده شده که در واقع کار هر خواننده ایی نیست که بتونه این آهنگ رو بخونه مگر اینکه این احساس رو با همه وجود درک کرده باشه.