مشق عشقِ...
باز هم درگیرِ مشقی دیگرم
امشب از هرشب ببین! عاشق ترم!
ای خدای شعرم اینجا حاضری
در رکودِ شعر گفتن شاعری
خلوتم پُر می شود از بوی تو
باز چشمانِ من و جادوی تو!
کاشکی می شد نگهبانت شوم
من بلاگردانِ چشمانت شوم
لحظه ای تاخیر کن در شعرِ من
مشق عشقِ امشبم را خط بزن
قُلّکِ احساسِ من وقفِ تو بود
حیف اما سکه ها کافی نبود!
بعد تو یعنی دلم دل می شود؟!
مثنویِ عشق کامل می شود؟؟!!
[ سهیل ]
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10:8 توسط میزبان
|