صداقت با خود و خدا...
زندگي ما را از جايي به جاي ديگري انتقال مي دهد و سرنوشتمان
را از محيطي به محيط ديگر منتقل مي سازد. در حاليكه چيزي جز
موانع راه نمي بينيم و جز صدايي كه ما را به وحشت مي اندازد ،
صداي ديگري نمي شنويم. زيبايي بر روي عرش بزرگش متجلي مي شود.
نزديكش مي شويم و تاج طهارت را از روي سرش پايين مي آوريم.
و با نام عشق بدترين كارها را انجام مي دهيم
. حقيقت با لبخند كودكانه اش ... عاشقانه به ديدار ما مي آيد
اما در احساساتمان را بر روي او مي بنديم. . اگر كسي فرياد دل و صداي روح مرا بشنود
گوييم ديوانه است لذا از او دوري مي جوييم.
ما در غفلت به سر مي بريم. واقعا چقدر زندگي را دوست داريم و چقدر از زندگي دوريم.
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
اشتباه ما در اين است كه گمان ميكنيم تنها داوري ديگران اهميت دارد نه داوري خودمان.
((استيو چندلر))