بهانه ...
من
سکوت می کنم ...
اینجا زمین است
اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است
سکوت می کنم ...
اینجا زمین است
اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

يادم باشد بايد در برابر فريادها سکوت کنم و براي سياهي نور بپاشم
يادم باشد
يادم باشد
يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد
نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد
راهي نروم که بيراه باشد
خطي ننويسم که آزار دهد کسي را
يادم باشد که روز و روزگار خوش است
همه چيز رو به راه و بر وفق مراد است و خوب
تنها
تنها دل ما دل نيست ...
آري
يادم باشد جواب کين را با کمتر از مهر و جواب دورنگي را با کمتر از صداقت ندهم
يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاک زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست
بايد با سنگ هم لطيف رفتار کنم ، مبادا دل تنگش بشکند
يادم باشد هرگاه ارزش زندگي از يادم رفت
در چشمان حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه ميرود زل بزنم
تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي که از سازش
عشق ميبارد ِبه اسرار عشق پي برد و زنده شد
.
يادم باشد معجزه ي قاصدک ها را باور داشته باشم
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم ، تا تنها نمانم
يادم باشد پاکي کودکيم را از دست ندهم
يادم باشد با کسي آنقدر صميمي نشوم ! شايد روزي دشمنم شود
يادم باشد با کسي دشمني نکنم ، شايد روزي دوستم شود
يادم باشد قلب کسي را نشکنم
يادم باشد پل هاي پشت سرم را ويران نکنم
يادم باشد اميد کسي را از او نگيرم ، شايد تنها چيزي است که دارد
يادم باشد که عشق کيمياي زندگي ست
يادم باشد که آدمها همه ارزشمندند و همه مي توانند مهربان و دلسوز باشند
يادم باشد زنده ام و عاشق
يادم باشد زنده ام ...
برگی از یک نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:45 توسط میزبان
|