مرگ عاشق
شنیدم که چون ، قوی زیبا بمیرد
فریبـنــده زاد و فریبــــا بمیـــــرد
شب مرگ تنها نشینـد به موجــی
رود گوشه ایی دور و تنها بمیرد
درآن گوشه چندان غزل خواند آنشب
که خود ، در میـان غـزل هـا بمیــرد
گروهی برآنند که این مرغ شیـدا
کجا عاشقـی کرد ، آنجـا بمــیـرد
شب مرگ از شـوق آنجـا شتابــد
که از مرگ غافل شود تا بمیـرد
گرفتم من این نکته، باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیــرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمـد
شبی هم در آغــوش دریا بمیـرد
تو دریای من بودی ، آغوش وا کن
که
می خواهد این قوی زیبا بمیـرد
( حمید شیرازی 1333 )
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 5:7 توسط میزبان
|