نام تـــو را آورده ام دارم عبادت مي كنم
من به بعضی چهرهها چون زود عادت میکنم
پیششان سر بر نمیآرم، رعایت میکنم
همچنان که برگ خشکیده نماند بر درخت
مایهی رنج تو باشم رفع زحمت میکنم
این دهانِ باز و چشم بیتحرّک را ببخش
در قدم برداشتنهای تو دقت میکنم
فکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا؟
هر کسی را دوست دارم در تو رؤیت میکنم
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی میروم
لذتش را با تمام شهر قسمت میکنم
ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت میکنم
توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت
می نیشینم تا قیامت با تو صحبت می کنم...
بهمنی
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 7:20 توسط میزبان
|