خسرو شیرین دهنان...
گاهي به نگاهي دلِ ما شاد نكردي
حيف از تو كه ويرانهایی آباد نكردي
صد بار ز گلزار خزان آمد و گل رفت
وين مرغ اسير از قفس آزاد نكردي
اي خسروِ شيريندهنان اين نه وفا بود
يك ره گذري جانب فرهاد نكردي
بسيار مبال اي شجر واديِ ايمن!
يك جلوه چو آن حسنِ خداداد نكردي
بايد ز تو آموخت حزين رشك محبّت
لبريزِ فغان بودي و فرياد نكردي
حزین لاهیجی
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:59 توسط میزبان
|